+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط همدم
|
همیشه پیش می آید. مجرد هستید، غذاهای سالم می خورید و مداوم ورزش
میکنید. اندامی صاف و زیبا دارید. هر کجا که پا می گذارید هزران چشم به دنبالتان
است، و در همین گیر و دارها آن کسی را که دنبالش بودید، پیدا میکنید. و این
همان زمانی است که همه چیز فرو می ریزد. بطری بطری نوشابه است که هنگام
صرف شام های عاشقانه تان زیر نور شمع می نوشید، و به جای رفتن به باشگاه
ترجیح می دهید وقتتان را با او بگذرانید. کم کم شکمتان که برآمده شد، آن را
گردن نفخ خواهید انداخت، اما رفته رفته سایزتان افزایش می یابد و وقتی نیم
نگاهی به خودتان بیندازید دیگر آن دختر خوش هیکل و جذاب گذشته نیستید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 6:26 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط همدم
|
من خواب دیده ام ...!
من خواب ديده ام كه كسي مي آيد
من خواب يك ستاره ي قرمز ديده ام
و پلك چشمم هي مي پرد
و كفشهايم هي جفت ميشوند
و كور شون
اگر دروغ بگويم
من خواب آن ستاره ي قرمز را
وقتي كه خواب نبودم ديده ام
كسي مي آيد
كسي مي آيد
كسي ديگر
كسي بهتر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط همدم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط همدم
|